چرا فقط پرسیدن «چقدر سود میکنم؟» کافی نیست؟
هنگام بررسی یک فرصت، معمولاً نتیجه مطلوب زودتر به چشم میآید: درآمد بیشتر، صرفهجویی یا رشد یک کسبوکار. اما برای سنجیدن یک تصمیم، باید هزینه ناموفقبودن، مدت درگیرماندن منابع و امکان جبران را هم ببینیم. شناخت ریسک، از پرسیدن درباره همین بخشهای کمتر دیدهشده شروع میشود.
دو نفر درباره راهاندازی یک فروشگاه کوچک صحبت میکنند. نفر اول حساب کرده اگر فروش مطابق انتظار باشد، هزینه اولیه در چند ماه برمیگردد. نفر دوم سؤال دیگری دارد: اگر فروش نصف پیشبینی بود، اجاره و هزینههای ثابت از کجا پرداخت میشود؟ هر دو درباره یک پروژه حرف میزنند، اما دو بخش متفاوت آن را میبینند.
برای ارزیابی یک فرصت، به هر دو نگاه نیاز داریم. دیدن نتیجه مطلوب، انگیزه شروع میدهد؛ بررسی نتیجه نامطلوب مشخص میکند تصمیم در چه شرایطی همچنان قابل تحمل است. مسئله فقط احتمال موفقیت نیست؛ اندازه پیامدها و اثری که بر زندگی یا کسبوکار میگذارند هم اهمیت دارد.
ریسک فقط یک عدد روی کاغذ نیست
در کاربرد مالی، ریسک به نامطمئنبودن نتیجه و احتمال زیان مربوط است. بااینحال، برای فهم اثر واقعی یک تصمیم، باید شکل این زیان را هم روشن کنیم. ممکن است مسئله کاهش پول باشد، طولانیشدن زمان بازگشت منابع یا هزینهای که هنگام تغییر برنامه ایجاد میشود.
برای نمونه، یک دستگاه کاری ممکن است ارزش خود را تا حد زیادی حفظ کند، اما فروش دوباره آن زمان ببرد. اگر صاحب کسبوکار در همان فاصله به پول نیاز داشته باشد، حفظ قیمت بهتنهایی مشکل را حل نمیکند.
بنابراین پرسش «چقدر ممکن است از دست بدهم؟» را میتوان با دو پرسش دیگر کامل کرد: «چه مدت منابع درگیر میمانند؟» و «برای تغییر تصمیم، چه هزینهای باید بپردازم؟» پاسخها به شرایط همان فرد یا کسبوکار وابستهاند.
سود احتمالی را در کنار هزینه ناموفقشدن ببینیم
فرض کنید برای یک پروژه، نتیجه مطلوبی پیشبینی شده است. تا زمانی که هزینه رسیدن به آن نتیجه و پیامدهای شکست روشن نباشد، مقایسه کامل نیست. درآمد، سود خالص و مبلغی که باید از ابتدا پرداخت شود، سه عدد متفاوتاند.
در مثال فروشگاه، برآورد فروش بالا کافی نیست. هزینه خرید کالا، اجاره، نگهداری و زمان صرفشده هم باید دیده شود. سپس میتوان پرسید اگر تعداد مشتریان کمتر بود یا دریافت پول با تأخیر انجام شد، وضعیت چگونه تغییر میکند؟
همچنین یک نتیجه نامطلوب ممکن است برای دو نفر اثر متفاوتی داشته باشد. هزینهای که برای یک مجموعه قابل جبران است، شاید منابع ضروری مجموعه دیگری را درگیر کند. بنابراین مناسببودن فرصت را نمیتوان فقط از روی عدد سود احتمالی آن سنجید. باید دید پیامد اشتباه، نسبت به امکانات و تعهدهای موجود چه اندازهای دارد.
چرا زیان و جبران آن درصدهای یکسانی ندارند؟
یک مثال فرضی، اهمیت اندازه زیان را روشن میکند. اگر مبلغی ۱۰۰ واحد باشد و ۲۰ درصد کاهش پیدا کند، ۸۰ واحد باقی میماند. برای برگشتن از ۸۰ به ۱۰۰، باید ۲۰ واحد اضافه شود؛ یعنی ۲۵ درصدِ مبلغ باقیمانده.
اگر همان ۱۰۰ واحد به ۵۰ واحد کاهش یابد، افت ۵۰ درصدی رخ داده است. اما بازگشت از ۵۰ به ۱۰۰ به رشد ۱۰۰ درصدی نیاز دارد. مبنای محاسبه عوض شده و به همین دلیل درصد کاهش با درصد لازم برای جبران برابر نیست.
این رابطه، زمان یا احتمال جبران را پیشبینی نمیکند؛ فقط یک واقعیت حسابی را نشان میدهد: بزرگترشدن افت، مسیر بازگشت را از نظر رشد موردنیاز دشوارتر میکند. به همین دلیل، کنار بررسی بازده احتمالی، فهم اندازه زیان نیز ضروری است.
در مقاله سیپیپ درباره مدیریت ریسک و محدودکردن زیان احتمالی، این رابطه و اهمیت اندازه ریسک در یک زمینه تخصصیتر توضیح داده شده است. برای خواننده عمومی، نکته اصلی این است که توان ادامه مسیر را هم وارد ارزیابی کند.
بهجای یک آینده، چند وضعیت را بررسی کنیم
پیشبینی یک عدد دقیق ممکن است مرتب و قانعکننده به نظر برسد، اما تصمیم را میتوان با چند وضعیت هم بررسی کرد. برای مثال، در پروژه فروشگاه، فروش مورد انتظار، فروش کمتر از انتظار و تأخیر در رسیدن به درآمد را جداگانه بنویسیم.
برای هر وضعیت، هزینههای قابل تغییر و تعهدهای ثابت را مشخص کنیم. اگر فروش پایین آمد، آیا میتوان مقدار سفارش بعدی را کاهش داد؟ آیا قرارداد اجازه تغییر دارد؟ آیا هزینهای وجود دارد که حتی بدون درآمد هم باید پرداخت شود؟
هدف این تمرین، ساختن بدترین داستان ممکن نیست. میخواهیم بدانیم تصمیم به کدام فرض وابستگی بیشتری دارد. اگر تغییر کوچکی در یک فرض، کل نتیجه را نامناسب میکند، همان بخش به بررسی بیشتری نیاز دارد. ضمن اینکه چند سناریوی نوشتهشده، تمام اتفاقهای ممکن را پوشش نمیدهند؛ ابهام همچنان باقی میماند.
شروع محدود، چه زمانی اطلاعات مفید میدهد؟
بعضی ایدهها را میتوان پیش از اجرای کامل، در مقیاس محدود بررسی کرد. مثلاً بهجای سفارش عمده یک محصول تازه، تعداد کمتری تهیه کرد تا بخشی از اطلاعات مربوط به تقاضا، ارسال و بازخورد مشتری به دست بیاید. البته این امکان برای همه تصمیمها وجود ندارد.
آزمایش کوچک زمانی مفیدتر است که بدانیم قرار است چه چیزی از آن یاد بگیریم. اگر هدف بررسی تقاضاست، فقط تعریف دوستان از محصول معیار کافی نیست؛ باید مشاهدهای متناسب با همان پرسش ثبت شود. هزینه خود آزمایش نیز باید روشن باشد.
از طرف دیگر، نتیجه خوب در مقیاس کوچک، موفقیت در مقیاس بزرگ را تضمین نمیکند. افزایش تعداد سفارشها میتواند هزینه، زمان تحویل و نیاز به پشتیبانی را تغییر دهد. شروع محدود، فرصتی برای کاهش بخشی از ناآگاهی است؛ نه حذف کامل ریسک.
یک تصمیم را با چهار سؤال کاملتر کنیم
پیش از یک تعهد مالی مهم، میتوانیم چهار پاسخ کوتاه بنویسیم:
چه چیزی به دست میآوریم؟ نتیجه مطلوب را با هزینههای لازم برای رسیدن به آن توصیف کنیم.
چه چیزی ممکن است از دست برود؟ پول، زمان، انعطاف و تعهدهای تازه را جدا ببینیم.
چه چیزی هنوز معلوم نیست؟ فرضها را از اطلاعات بررسیشده تفکیک کنیم.
اگر شرایط تغییر کرد، چه انتخابی داریم؟ امکان توقف، اصلاح، فروش یا کاهش مقیاس را بررسی کنیم و هزینه هرکدام را بشناسیم.
برای ادامه مطالعه درباره ارزیابی روشها و نتیجههای مالی، میتوان به نوشتههای سیپیپ مراجعه کرد و در کنار نتیجههای مطلوب، شرایط آزمایش و محدودیتها را هم خواند.
بررسی ریسک قرار نیست هر فرصتی را نامناسب جلوه دهد. کمک میکند بدانیم نتیجه مطلوب به چه شرایطی وابسته است و اگر آن شرایط برقرار نشد، چه پیامدی پیش رو داریم. پرسش «چقدر سود میکنم؟» زمانی مفیدتر میشود که کنارش بپرسیم: «اگر اشتباه کنم، چه اتفاقی میافتد؟»
نفت و اقتصاد مقالات اقتصادی – اقتصاد نفتی